das Heiligengrab

Aussprache: /ˈhaɪ̯lɪɡn̩ˌɡʁaːp/
Worttrennung: Hei·li·gen·grab
اسم

قبر مقدس، مقبره مقدس

Bedeutungen

1

مکانی که جسد یک قدیس در آن به خاک سپرده شده و اغلب زیارتگاه محسوب می‌شود.

  • Das Heiligengrab zieht jedes Jahr Tausende von Pilgern an.قبر مقدس هر سال هزاران زائر را به خود جذب می‌کند.
  • Die Kirche wurde über dem Heiligengrab errichtet.کلیسای جامع بر فراز مقبره مقدس بنا شده است.
  • Pilger reisten weit, um das Heiligengrab zu besuchen und zu beten.زائران برای بازدید و دعا در قبر مقدس مسافت‌های طولانی را طی کردند.