das Heilkraut

Aussprache: /ˈhaɪ̯lˌkraʊ̯t/
Worttrennung: Heil·kraut
اسم

گیاه دارویی، گیاه شفابخش

Bedeutungen

1

گیاهی که به دلیل خواص درمانی‌اش برای درمان بیماری‌ها یا تسکین علائم استفاده می‌شود.

  • Kamille ist ein bekanntes Heilkraut gegen Magenbeschwerden.بابونه یک گیاه دارویی شناخته شده برای مشکلات معده است.
  • Viele alte Kulturen nutzten Heilkräuter zur Behandlung von Krankheiten.بسیاری از فرهنگ‌های باستانی از گیاهان دارویی برای درمان بیماری‌ها استفاده می‌کردند.
  • Sie sammelte verschiedene Heilkräuter für ihren selbstgemachten Tee.او گیاهان دارویی مختلفی را برای چای خانگی خود جمع‌آوری کرد.