die Heilung
بهبودی، درمان، شفا
Beispiele
- Für die ''Heilung'' des Patienten wurden Medikamente verabreicht.برای بهبودی بیمار داروهائی تجویزشده بود.
- Aus Einsicht kann Wissenschaft ''Heilung'' schaffen.علم میتواند از طریق بینش و آگاهی شفا/درمان به ارمغان بیاورد.