das Heimatdorf
روستای زادگاه، دهکده مادری
Bedeutungen
1
روستایی که شخص در آن متولد شده و بزرگ شده است؛ زادگاه.
- Er besuchte nach vielen Jahren sein Heimatdorf.او پس از سالها از روستای زادگاهش دیدن کرد.
- In ihrem Heimatdorf gibt es nur eine kleine Schule.در دهکده مادری او فقط یک مدرسه کوچک وجود دارد.
- Sie erinnerte sich gerne an die Sommer in ihrem Heimatdorf.او با خوشحالی تابستانهای دهکده زادگاهش را به یاد میآورد.