das Heimatdorf

Aussprache: /ˈhaɪ̯maːtˌdɔrf/
Worttrennung: Hei·mat·dorf
اسم

روستای زادگاه، دهکده مادری

Bedeutungen

1

روستایی که شخص در آن متولد شده و بزرگ شده است؛ زادگاه.

  • Er besuchte nach vielen Jahren sein Heimatdorf.او پس از سال‌ها از روستای زادگاهش دیدن کرد.
  • In ihrem Heimatdorf gibt es nur eine kleine Schule.در دهکده مادری او فقط یک مدرسه کوچک وجود دارد.
  • Sie erinnerte sich gerne an die Sommer in ihrem Heimatdorf.او با خوشحالی تابستان‌های دهکده زادگاهش را به یاد می‌آورد.