das Heimatland
میهن، سرزمین مادری، وطن
Bedeutungen
1
سرزمینی که شخص در آن متولد شده و احساس تعلق عمیق به آن دارد؛ وطن یا سرزمین مادری.
- Viele Auswanderer vermissen ihr Heimatland sehr.بسیاری از مهاجران دلتنگ وطن خود میشوند.
- Er träumt davon, eines Tages in sein Heimatland zurückzukehren.او آرزو دارد روزی به سرزمین مادری خود بازگردد.
- Die Hymne ihres Heimatlandes sangen sie mit Stolz.آنها با افتخار سرود میهن خود را خواندند.