der Heimaturlaub

Aussprache: /ˈhaɪ̯maːtʔʊɐ̯ˌlaʊ̯p/
Worttrennung: Hei·mat·ur·laub
اسم

مرخصی وطن، مرخصی به خانه

Bedeutungen

1

مرخصی که به سربازان یا افرادی که دور از خانه خدمت یا کار می‌کنند، برای بازگشت به وطن یا خانه داده می‌شود.

  • Er freute sich auf seinen Heimaturlaub nach langer Dienstzeit.او پس از مدت طولانی خدمت مشتاقانه منتظر مرخصی به خانه‌اش بود.
  • Während des Heimaturlaubs besuchte er seine Eltern und Freunde.در طول مرخصی به خانه، او به دیدار والدین و دوستانش رفت.
  • Der Heimaturlaub bot eine willkommene Pause vom stressigen Alltag.مرخصی به خانه، وقفه‌ای خوشایند از زندگی روزمره پر استرس را فراهم کرد.