die Heimlichtuerei
پنهانکاری، مخفیکاری، دور از چشم دیگران انجام دادن کارها
Bedeutungen
1
عمل پنهان کردن فعالیتها یا نیتها از دیگران؛ رفتار مخفیانه یا پنهانی.
- Seine ständige Heimlichtuerei machte seine Kollegen misstrauisch.پنهانکاری دائمی او باعث بیاعتمادی همکارانش شد.
- Die Kinder versuchten, ihre Überraschungsparty vor den Eltern durch reine Heimlichtuerei zu verbergen.بچهها سعی کردند با مخفیکاری محض، جشن غافلگیرکنندهشان را از والدین پنهان کنند.
- Solche Heimlichtuerei ist in einer offenen Gesellschaft nicht förderlich.چنین پنهانکاریهایی در یک جامعه باز مفید نیست.