der Heiratskandidat
کاندیدای ازدواج، خواستگار
Bedeutungen
1
فردی که به طور جدی به عنوان همسر بالقوه در نظر گرفته میشود و احتمال ازدواج با او وجود دارد.
- Ihre Eltern prüften jeden Heiratskandidaten sorgfältig.والدین او هر خواستگاری را با دقت بررسی میکردند.
- Er war ein vielversprechender Heiratskandidat für die Tochter des reichen Kaufmanns.او یک خواستگار امیدوارکننده برای دختر تاجر ثروتمند بود.
- Die junge Frau hatte mehrere Heiratskandidaten, konnte sich aber nicht entscheiden.زن جوان چندین خواستگار داشت، اما نمیتوانست تصمیم بگیرد.