der Henkeltopf

Aussprache: /ˈhɛŋkl̩ˌtɔpf/
Worttrennung: Hen·kel·topf
اسم

۱. قابلمه دسته‌دار ۲. جام قهرمانی (به ویژه در فوتبال)

Bedeutungen

1

قابلمه یا دیگچه‌ای که دارای یک یا دو دسته برای حمل و نقل آسان‌تر است و برای پخت و پز استفاده می‌شود.

  • Sie setzte den Henkeltopf mit der Suppe auf den Herd.او قابلمه دسته‌دار حاوی سوپ را روی اجاق گذاشت.
  • Der Henkeltopf war groß genug für die ganze Familie.قابلمه دسته‌دار به اندازه‌ای بزرگ بود که برای کل خانواده کافی بود.
  • Zum Camping braucht man einen leichten, aber robusten Henkeltopf.برای کمپینگ به یک قابلمه دسته‌دار سبک اما مقاوم نیاز دارید.
2

در ورزش، به ویژه فوتبال، به جام قهرمانی که تیم برنده دریافت می‌کند، اشاره دارد (مانند جام جهانی یا جام لیگ).

  • Die Mannschaft feierte ausgelassen den Gewinn des Henkeltopfs.تیم با شور و شوق فراوان قهرمانی در جام (قهرمانی) را جشن گرفت.
  • Der Kapitän hob den glänzenden Henkeltopf nach dem Sieg in die Höhe.کاپیتان پس از پیروزی، جام قهرمانی درخشان را بالا برد.
  • Dieser Henkeltopf ist der begehrteste Pokal im europäischen Fußball.این جام قهرمانی، مورد تقاضاترین جام در فوتبال اروپا است.