der Henkeltopf
۱. قابلمه دستهدار ۲. جام قهرمانی (به ویژه در فوتبال)
Bedeutungen
1
قابلمه یا دیگچهای که دارای یک یا دو دسته برای حمل و نقل آسانتر است و برای پخت و پز استفاده میشود.
- Sie setzte den Henkeltopf mit der Suppe auf den Herd.او قابلمه دستهدار حاوی سوپ را روی اجاق گذاشت.
- Der Henkeltopf war groß genug für die ganze Familie.قابلمه دستهدار به اندازهای بزرگ بود که برای کل خانواده کافی بود.
- Zum Camping braucht man einen leichten, aber robusten Henkeltopf.برای کمپینگ به یک قابلمه دستهدار سبک اما مقاوم نیاز دارید.
2
در ورزش، به ویژه فوتبال، به جام قهرمانی که تیم برنده دریافت میکند، اشاره دارد (مانند جام جهانی یا جام لیگ).
- Die Mannschaft feierte ausgelassen den Gewinn des Henkeltopfs.تیم با شور و شوق فراوان قهرمانی در جام (قهرمانی) را جشن گرفت.
- Der Kapitän hob den glänzenden Henkeltopf nach dem Sieg in die Höhe.کاپیتان پس از پیروزی، جام قهرمانی درخشان را بالا برد.
- Dieser Henkeltopf ist der begehrteste Pokal im europäischen Fußball.این جام قهرمانی، مورد تقاضاترین جام در فوتبال اروپا است.