heranwachsend
در حال رشد، نوجوان، جوان
Bedeutungen
1
به معنای در حال رشد، بلوغ یا تبدیل شدن از کودکی به بزرگسالی؛ نوجوان یا جوان.
- Die heranwachsende Generation hat andere Prioritäten.نسل در حال رشد اولویتهای متفاوتی دارد.
- Er ist ein junger Mann, der gerade heranwachsend ist.او مرد جوانی است که تازه در حال رشد است.
- Die Probleme der heranwachsenden Kinder sind oft komplex.مشکلات کودکان در حال رشد اغلب پیچیده است.