der Herbergsgast
مهمان مهمانخانه، مسافر مهمانخانه
Bedeutungen
1
شخصی که در یک مهمانخانه، مسافرخانه یا اقامتگاه مشابه اقامت دارد و از خدمات آن استفاده میکند.
- Der Herbergsgast bezahlte seine Rechnung und packte seine Sachen.مهمان مهمانخانه صورتحساب خود را پرداخت کرد و وسایلش را جمع کرد.
- Die Herbergsgäste waren hauptsächlich Rucksacktouristen.مهمانان مهمانخانه عمدتاً توریستهای کولهپشتیگرد بودند.
- Der Wirt gab jedem Herbergsgast eine Karte der Umgebung.صاحب مهمانخانه به هر مهمان نقشه منطقه را داد.