der Herdenmensch

Aussprache: /ˈhɛrdənˌmɛnʃ/
Worttrennung: Her·den·mensch
اسم

انسان گله‌ای، پیرو جمع

Bedeutungen

1

فردی که تمایل زیادی به زندگی در جمع، پیروی از دیگران و همرنگ شدن با جماعت دارد و استقلال فکری یا فردیت کمی از خود نشان می‌دهد.

  • Er ist ein typischer Herdenmensch und tut immer, was die anderen tun.او یک انسان گله‌ای معمولی است و همیشه کاری را می‌کند که دیگران انجام می‌دهند.
  • Als Herdenmensch fühlt er sich in großen Gruppen am wohlsten.او به عنوان یک انسان گله‌ای، در گروه‌های بزرگ احساس راحتی بیشتری می‌کند.
  • Manche kritisieren ihn als Herdenmensch, der keine eigene Meinung hat.برخی او را به عنوان یک پیرو جمع که نظر شخصی ندارد، مورد انتقاد قرار می‌دهند.