اسم
روند، چگونگی وقوع، شرح ماجرا
جملات نمونه برای Hergang:
Die Polizei konnte den ''Hergang'' der Tat rekonstruieren.
پلیس توانست روند ماجرا را بازسازی کند.
Die Versicherung bat Herrn Müller, den ''Hergang'' des Unfalls schriftlich zu schildern.
بیمه از آقای مولر خواست که چگونگی وقوع حادثه را کتباً شرح دهد.
Es kamen Zweifel am ''Hergang'' des Vorfalls auf.
شک و تردیدهایی در مورد روند اتفاق مطرح شد.