das Heringsfilet
فیله شاهماهی
Bedeutungen
1
قسمت گوشتی و بدون استخوان ماهی شاهماهی که معمولاً برای مصرف آماده میشود.
- Zum Mittagessen gab es gebratenes Heringsfilet mit Kartoffelsalat.برای ناهار، فیله شاهماهی سرخ شده با سالاد سیبزمینی سرو شد.
- Das Heringsfilet war sehr frisch und schmackhaft.فیله شاهماهی بسیار تازه و خوشمزه بود.
- Sie kaufte ein Paket Heringsfilet im Supermarkt.او یک بسته فیله شاهماهی از سوپرمارکت خرید.