das Heringsfilet

Aussprache: /ˈheːʁɪŋsfiˌleː/
Worttrennung: He·rings·fi·let
اسم

فیله شاه‌ماهی

Bedeutungen

1

قسمت گوشتی و بدون استخوان ماهی شاه‌ماهی که معمولاً برای مصرف آماده می‌شود.

  • Zum Mittagessen gab es gebratenes Heringsfilet mit Kartoffelsalat.برای ناهار، فیله شاه‌ماهی سرخ شده با سالاد سیب‌زمینی سرو شد.
  • Das Heringsfilet war sehr frisch und schmackhaft.فیله شاه‌ماهی بسیار تازه و خوشمزه بود.
  • Sie kaufte ein Paket Heringsfilet im Supermarkt.او یک بسته فیله شاه‌ماهی از سوپرمارکت خرید.