der Herrenreiter

Aussprache: /ˈhɛrənˌraɪ̯tɐ/
Worttrennung: Her·ren·rei·ter
اسم

سوارکار آماتور (در مسابقات اسب‌دوانی)، سوارکار اشرافی

Bedeutungen

1

در مسابقات اسب‌دوانی، به سوارکاری گفته می‌شود که حرفه‌ای نیست اما در مسابقات شرکت می‌کند؛ همچنین می‌تواند به سوارکاران اشرافی یا کسانی که به سوارکاری علاقه دارند اشاره کند.

  • Der junge Herrenreiter gewann überraschend das Rennen.سوارکار آماتور جوان به طور غیرمنتظره‌ای در مسابقه پیروز شد.
  • Als Herrenreiter muss man viel trainieren, um erfolgreich zu sein.به عنوان یک سوارکار آماتور، باید زیاد تمرین کرد تا موفق شد.
  • Der Adelige war ein bekannter Herrenreiter seiner Zeit.اشراف‌زاده یکی از سوارکاران اشرافی شناخته شده دوران خود بود.