der Herrgöttle

Aussprache: /ˈhɛrɡœtlə/
Wortzerlegung: Herr·gött·le
اسم

خدای کوچک (عامیانه، تحبیبی)؛ (مجسمه) مسیح مصلوب؛ (اصطلاح عامیانه) خیلی خوب، عالی

Beispiele

  • O, ''Herrgöttle,'' drück die Augen zu!آه، خدای کوچک، چشمانت را ببند!
  • Vor dem ist ja das ''Herrgöttle'' im Tischeck nicht sicher!حتی مجسمه مسیح مصلوب هم از دست او در گوشه میز در امان نیست!
  • Er schafft wie ein ''Herrgöttle.او مثل یک خدای کوچک کار می‌کند (یعنی خیلی خوب کار می‌کند).
  • Er ist zwar ein Depp, aber er spielt Klavier wie ein ''Herrgöttle.او احمق است، اما پیانو را مثل یک خدای کوچک می‌نوازد (یعنی خیلی عالی می‌نوازد).