اسم
بانو، سرور، صاحباختیار (زن)، ارباب (زن)
جملات نمونه برای Herrin:
Sie ist ''Herrin'' über ein eigenes Vermögen.
او صاحباختیار ثروت خودش است.
Wie sollte sie jemals wieder ''Herrin'' über dieses Chaos werden.
چگونه او میتوانست دوباره بر این هرج و مرج مسلط شود؟
Die ''Herrin'' von Schloss Falkenstein lud zum Nachmittagstee.
بانوی قلعه فالکناشتاین برای چای عصر دعوت کرد.