das Herumfahren
گشت و گذار، رفت و آمد کردن، دور زدن
Bedeutungen
1
عمل رفتن از مکانی به مکان دیگر بدون هدف مشخص یا برای تفریح و گشت و گذار، اغلب با وسیله نقلیه.
- Das Herumfahren in der Stadt kann am Wochenende sehr entspannend sein.گشت و گذار در شهر در آخر هفته میتواند بسیار آرامشبخش باشد.
- Wir genossen das Herumfahren auf dem Land und besuchten kleine Dörfer.ما از گشت و گذار در حومه شهر و بازدید از دهکدههای کوچک لذت بردیم.
- Er verbringt seine Freizeit gerne mit dem Herumfahren in seinem neuen Auto.او دوست دارد اوقات فراغت خود را با دور زدن با ماشین جدیدش بگذراند.