das Herumtollen
بازیگوشی، شیطنت کردن، جست و خیز کردن
Beispiele
- Seine Kindheit verlebte er unbeschwert. Er liebte das ''Herumtollen'' und badete gern im Fluss Lubina.دوران کودکیاش را بیدغدغه گذراند. او عاشق بازیگوشی بود و دوست داشت در رودخانه لوبینا شنا کند.