die Herumtreiberin
ولگرد زن، آواره زن، کسی که بیهدف میگردد
Bedeutungen
1
شخصی زن که بدون هدف مشخص یا شغل معین، دائماً در حال پرسه زدن و بیکار است.
- Die Herumtreiberin wurde oft im Park gesehen.زن ولگرد اغلب در پارک دیده میشد.
- Manche Leute sahen in ihr eine Herumtreiberin, aber sie hatte andere Pläne.برخی او را یک آواره زن میدانستند، اما او برنامههای دیگری داشت.
- Die Geschichte handelt von einer jungen Herumtreiberin, die ihr Glück sucht.داستان درباره یک زن جوان آواره است که به دنبال خوشبختی خود میگردد.