die Herzenssache

Aussprache: /ˌhɛʁt͡sn̩sˈzaxə/
Worttrennung: Her·zens·sa·che
اسم

موضوعی که از ته دل به آن اهمیت می‌دهید، مسئله قلبی

Bedeutungen

1

موضوعی که فرد به دلیل علاقه یا باور قلبی، اهمیت ویژه‌ای برای آن قائل است و با تمام وجود به آن می‌پردازد.

  • Die Unterstützung lokaler Vereine ist für den Bürgermeister eine Herzenssache.حمایت از باشگاه‌های محلی برای شهردار یک مسئله قلبی است.
  • Dieses Buch ist eine wahre Herzenssache für die Autorin, sie hat jahrelang daran gearbeitet.این کتاب یک مسئله قلبی واقعی برای نویسنده است، او سال‌ها روی آن کار کرده است.
  • Für uns ist die Zufriedenheit unserer Kunden eine Herzenssache.برای ما، رضایت مشتریانمان یک مسئله قلبی است.