die Herzgegend

Aussprache: /ˈhɛʁt͡sˌɡeːɡn̩t/
Worttrennung: Her·z·ge·gend
اسم

ناحیه قلب، قفسه سینه

Bedeutungen

1

ناحیه بدن که قلب در آن قرار دارد؛ قفسه سینه.

  • Er klagte über Schmerzen in der Herzgegend.او از درد در ناحیه قلب شکایت داشت.
  • Der Arzt legte sein Stethoskop auf die Herzgegend des Patienten.پزشک گوشی خود را روی ناحیه قلب بیمار قرار داد.
  • Ein Druckgefühl in der Herzgegend kann ein Warnsignal sein.احساس فشار در ناحیه قلب می‌تواند یک علامت هشدار دهنده باشد.