die Herzgegend
ناحیه قلب، قفسه سینه
Bedeutungen
1
ناحیه بدن که قلب در آن قرار دارد؛ قفسه سینه.
- Er klagte über Schmerzen in der Herzgegend.او از درد در ناحیه قلب شکایت داشت.
- Der Arzt legte sein Stethoskop auf die Herzgegend des Patienten.پزشک گوشی خود را روی ناحیه قلب بیمار قرار داد.
- Ein Druckgefühl in der Herzgegend kann ein Warnsignal sein.احساس فشار در ناحیه قلب میتواند یک علامت هشدار دهنده باشد.