der Herzschmerz
درد قلب، دلدرد (جسمی)؛ دلتنگی، غم عشق (روحی)
Bedeutungen
1
درد یا ناراحتی جسمی در ناحیه قفسه سینه که ممکن است به دلایل قلبی یا غیرقلبی ایجاد شود. در پزشکی، این اصطلاح میتواند نشانهای از بیماریهای جدی قلبی باشد.
- Nach dem Sport fühlte er einen stechenden Herzschmerz und ging zum Arzt.پس از ورزش، او دردی تیز در قلب خود احساس کرد و به پزشک مراجعه نمود.
- Der Arzt untersuchte den Patienten wegen des Verdachts auf Herzschmerz.پزشک بیمار را به دلیل مشکوک بودن به درد قلبی معاینه کرد.
- Manchmal kann Sodbrennen auch als Herzschmerz fehlinterpretiert werden.گاهی اوقات سوزش سر دل نیز میتواند با درد قلب اشتباه گرفته شود.
2
احساس غم، اندوه، دلتنگی یا درد عاطفی ناشی از عشق نافرجام، جدایی، فقدان یا ناامیدیهای عاطفی. این کاربرد بیشتر در ادبیات و زبان روزمره به کار میرود.
- Sie litt unter großem Herzschmerz, nachdem ihr Freund sie verlassen hatte.پس از اینکه دوست پسرش او را ترک کرد، او از غم عشق بزرگی رنج میبرد.
- Der alte Liebesroman beschreibt den tiefen Herzschmerz der Protagonistin.رمان عاشقانه قدیمی، دلتنگی عمیق شخصیت اصلی زن را توصیف میکند.
- Manche Lieder handeln von unerfüllter Liebe und dem damit verbundenen Herzschmerz.برخی آهنگها درباره عشق نافرجام و غم ناشی از آن هستند.