die Herzschwäche

Aussprache: /ˈhɛrtsˌʃvɛçə/
Worttrennung: Herz·schwä·che
اسم

نارسایی قلبی، ضعف قلب

Bedeutungen

1

وضعیت پزشکی که در آن قلب قادر به پمپاژ خون کافی برای برآورده کردن نیازهای بدن نیست؛ نارسایی قلبی.

  • Die Herzschwäche des Patienten verschlimmerte sich über Nacht.نارسایی قلبی بیمار در طول شب بدتر شد.
  • Regelmäßige Bewegung kann helfen, einer Herzschwäche vorzubeugen.ورزش منظم می‌تواند به پیشگیری از نارسایی قلبی کمک کند.
  • Er leidet an einer leichten Herzschwäche, die medikamentös behandelt wird.او از ضعف قلب خفیفی رنج می‌برد که با دارو درمان می‌شود.