der Heulkrampf

Aussprache: /ˈhɔʏlkʁampf/
Worttrennung: Heul·krampf
اسم

گریه شدید و غیرقابل کنترل، بغض کردن

Bedeutungen

1

حمله ناگهانی و شدید گریه که فرد قادر به کنترل آن نیست؛ بغض کردن.

  • Nach der schockierenden Nachricht brach sie in einen Heulkrampf aus.پس از خبر شوکه‌کننده، او دچار حمله گریه شدیدی شد.
  • Der kleine Junge bekam einen Heulkrampf, als er sein Eis fallen ließ.پسر کوچک وقتی بستنی‌اش افتاد، بغض کرد و شروع به گریه شدید کرد.
  • Manchmal hilft nur ein guter Heulkrampf, um sich danach besser zu fühlen.گاهی اوقات فقط یک گریه شدید و تخلیه‌کننده کمک می‌کند تا بعد از آن احساس بهتری داشته باشی.