die Hilfsschöffin

Aussprache: /ˈhɪlfsˌʃœfɪn/
Worttrennung: Hilfs·schöf·fin
اسم

قاضی افتخاری کمکی (زن)

Bedeutungen

1

در نظام قضایی آلمان، زنی که به عنوان قاضی افتخاری (Schöffin) در کنار قضات حرفه‌ای در دادگاه‌های کیفری (Strafkammern) و دادگاه‌های اطفال (Jugendgerichte) حضور دارد، اما در صورت غیبت یا عدم امکان حضور قاضی اصلی، وظایف او را به صورت موقت بر عهده می‌گیرد.

  • Die Hilfsschöffin musste kurzfristig für die erkrankte Schöffin einspringen.آن قاضی افتخاری کمکی مجبور شد به طور ناگهانی به جای قاضی افتخاری که بیمار بود، وارد عمل شود.
  • Als Hilfsschöffin hat sie die gleichen Rechte und Pflichten wie die anderen Schöffen.او به عنوان یک قاضی افتخاری کمکی، همان حقوق و وظایف قضات دیگر را دارد.
  • Der Vorsitzende Richter fragte die Hilfsschöffin nach ihrer Meinung.قاضی اصلی از آن قاضی افتخاری کمکی نظرش را پرسید.