der Hinderungsgrund
مانع، دلیل ممانعت
Bedeutungen
1
عاملی که مانع از انجام کاری میشود یا پیشرفت آن را دشوار میسازد؛ دلیل یا علتی برای جلوگیری از وقوع چیزی.
- Das schlechte Wetter war ein Hinderungsgrund für die geplante Wanderung.هوای بد، مانعی برای پیادهروی برنامهریزی شده بود.
- Fehlende finanzielle Mittel sind oft ein Hinderungsgrund für die Gründung eines Unternehmens.کمبود منابع مالی اغلب مانعی برای راهاندازی یک کسب و کار است.
- Er nannte gesundheitliche Probleme als Hinderungsgrund für seine Teilnahme.او مشکلات سلامتی را به عنوان دلیل ممانعت از شرکتش ذکر کرد.