die Hingebung
فداکاری، از خودگذشتگی، دلدادگی، وقف کردن خود
Beispiele
- Voller ''Hingebung'' fütterte sie die kleinen Welpen, die ja nun keine Mutter mehr hatten.او با تمام فداکاری تولههای کوچک را که دیگر مادری نداشتند، غذا میداد.
فداکاری، از خودگذشتگی، دلدادگی، وقف کردن خود