der Hinkefuß

Aussprache: /ˈhɪŋkəˌfuːs/
Worttrennung: Hin·ke·fuß
اسم

پای لنگ، لنگ پا؛ شخص لنگ

Bedeutungen

1

پایی که به دلیل آسیب‌دیدگی، بیماری یا نقص مادرزادی، فرد با آن لنگ می‌زند و راه رفتن طبیعی ندارد.

  • Nach dem Unfall konnte er seinen Hinkefuß nicht mehr belasten.پس از تصادف، او دیگر نتوانست پای لنگ خود را تحمل کند.
  • Der alte Mann ging mit einem deutlichen Hinkefuß.پیرمرد با پای لنگی مشخص راه می‌رفت.
  • Der Arzt diagnostizierte einen Hinkefuß, der operiert werden musste.پزشک پای لنگی را تشخیص داد که نیاز به جراحی داشت.
2

به صورت مجازی یا استعاری: اشاره به فردی که در انجام کاری ناتوان است یا به طور کامل مشارکت نمی‌کند؛ نقطه ضعف.

  • Seine mangelnde Erfahrung war der Hinkefuß des Projekts.تجربه ناکافی او نقطه ضعف پروژه بود.
  • Das Team hatte einen Hinkefuß, der die Gesamtleistung beeinträchtigte.تیم یک نقطه ضعف داشت که بر عملکرد کلی تأثیر می‌گذاشت.
  • Die Organisation litt unter dem Hinkefuß einiger wichtiger Mitglieder.سازمان از نقطه ضعف برخی از اعضای مهم رنج می‌برد.