اسم
نشیمنگاه، باسن، قسمت عقب (بدن)
جملات نمونه برای Hinterteil:
Der hat aber ein knackiges ''Hinterteil.''
او چه نشیمنگاه خوشفرمی دارد.
„Plötzlich schrie Val auf und stolperte rückwärts, fiel über eine Schar von Fliegenpilzen und landete auf dem ''Hinterteil''.“
«ناگهان وال فریاد کشید و به عقب تلوتلو خورد، روی دستهای از قارچهای مگسکش افتاد و روی «نشیمنگاهش» فرود آمد.»