der Hinterwäldler

Aussprache: /ˈhɪntɐˌvɛltlɐ/
Worttrennung: Hin·ter·wäld·ler
اسم

روستایی عقب‌مانده، آدم کوهستانی و امل

Bedeutungen

1

شخصی که در منطقه‌ای دورافتاده و روستایی زندگی می‌کند و به دلیل انزوا، نگرش‌ها و دانش محدودی دارد؛ اغلب با بار معنایی منفی و تحقیرآمیز.

  • Er wurde als Hinterwäldler aus seinem Dorf verspottet.او به عنوان یک روستایی عقب‌مانده مورد تمسخر اهالی دهکده‌اش قرار گرفت.
  • Manche Leute denken, dass alle Bewohner der Berge Hinterwäldler sind.برخی افراد فکر می‌کنند که همه ساکنان کوهستان‌ها آدم‌های عقب‌مانده هستند.
  • Seine Ansichten waren typisch für einen Hinterwäldler.نظرات او نمونه‌ای از یک فرد عقب‌مانده بود.