der Hinterwäldler
روستایی عقبمانده، آدم کوهستانی و امل
Bedeutungen
1
شخصی که در منطقهای دورافتاده و روستایی زندگی میکند و به دلیل انزوا، نگرشها و دانش محدودی دارد؛ اغلب با بار معنایی منفی و تحقیرآمیز.
- Er wurde als Hinterwäldler aus seinem Dorf verspottet.او به عنوان یک روستایی عقبمانده مورد تمسخر اهالی دهکدهاش قرار گرفت.
- Manche Leute denken, dass alle Bewohner der Berge Hinterwäldler sind.برخی افراد فکر میکنند که همه ساکنان کوهستانها آدمهای عقبمانده هستند.
- Seine Ansichten waren typisch für einen Hinterwäldler.نظرات او نمونهای از یک فرد عقبمانده بود.