die Hinterwäldlerin

Aussprache: /ˈhɪntɐˌvɛldl̩ʁɪn/
Worttrennung: Hin·ter·wäld·le·rin
اسم

زن روستایی عقب‌افتاده، زن اهل مناطق دورافتاده

Bedeutungen

1

زنی که در منطقه‌ای دورافتاده، دور از تمدن و پیشرفت زندگی می‌کند و اغلب به دلیل عدم دسترسی به اطلاعات و ارتباطات، دیدگاه‌ها و طرز فکری سنتی و عقب‌مانده دارد.

  • Die alte Frau wurde von den Stadtbewohnern als typische Hinterwäldlerin betrachtet.زن سالخورده توسط شهرنشینان به عنوان یک زن روستایی عقب‌افتاده معمولی در نظر گرفته شد.
  • Ihre Ansichten über Technologie zeigten, dass sie eine echte Hinterwäldlerin war.دیدگاه‌های او در مورد فناوری نشان می‌داد که او واقعاً یک زن اهل مناطق دورافتاده است.
  • Manche Leute denken, dass eine Hinterwäldlerin keine Ahnung von der modernen Welt hat.برخی افراد فکر می‌کنند که یک زن روستایی عقب‌افتاده هیچ اطلاعی از دنیای مدرن ندارد.