das Hirnbatzl
ضربه کوچک با انگشت به پیشانی (به نشانه تنبیه یا شوخی)
Bedeutungen
1
یک ضربه ملایم و اغلب شوخطبعانه یا تنبیهی با نوک انگشت (معمولاً انگشت اشاره) به پیشانی شخص دیگر.
- Der Vater gab seinem Sohn einen kleinen Hirnbatzl, weil er zu spät kam.پدر چون پسرش دیر کرده بود، ضربه کوچکی به پیشانیاش زد.
- Sie lachte und gab ihm einen freundlichen Hirnbatzl.او خندید و ضربه دوستانهای به پیشانیاش زد.
- Er bekam einen Hirnbatzl, weil er die Antwort vergessen hatte.او ضربهای به پیشانیاش خورد چون جواب را فراموش کرده بود.