die Hirnblutung
خونریزی مغزی
Bedeutungen
1
خونریزی در داخل جمجمه، که میتواند در مغز، فضای زیر عنکبوتیه یا بطنها رخ دهد.
- Die plötzliche starke Kopfschmerz war ein Zeichen für eine Hirnblutung.سردرد ناگهانی و شدید نشانه خونریزی مغزی بود.
- Nach dem Unfall wurde eine schwere Hirnblutung diagnostiziert.پس از تصادف، خونریزی مغزی شدیدی تشخیص داده شد.
- Die Ärzte kämpften um das Leben des Patienten nach der Hirnblutung.پزشکان پس از خونریزی مغزی برای نجات جان بیمار تلاش کردند.