die Hirnlosigkeit
بیفکری، حماقت، بیملاحظگی
Bedeutungen
1
فقدان تفکر منطقی، عقل یا هوش؛ انجام کاری بدون فکر کردن به عواقب آن.
- Seine ständige Hirnlosigkeit bei Entscheidungen frustriert seine Kollegen.بیفکری مداوم او در تصمیمگیریها، همکارانش را ناامید میکند.
- Die Hirnlosigkeit dieses Streichs führte zu ernsthaften Problemen.حماقت این شوخی منجر به مشکلات جدی شد.
- Manche Leute handeln aus purer Hirnlosigkeit, ohne über die Konsequenzen nachzudenken.برخی افراد از روی بیفکری محض عمل میکنند، بدون اینکه به عواقب آن فکر کنند.