der Hirnschaden
آسیب مغزی، صدمه مغزی
Bedeutungen
1
آسیب یا اختلال در عملکرد مغز که میتواند ناشی از ضربه، بیماری یا عوامل دیگر باشد.
- Nach dem Unfall erlitt er einen schweren Hirnschaden.او پس از تصادف دچار آسیب مغزی شدیدی شد.
- Der Hirnschaden beeinträchtigte seine kognitiven Fähigkeiten.آسیب مغزی بر تواناییهای شناختی او تأثیر گذاشت.
- Früherkennung kann helfen, den Hirnschaden zu minimieren.تشخیص زودهنگام میتواند به حداقل رساندن آسیب مغزی کمک کند.