der Hirschfänger

Aussprache: /ˈhɪʁʃˌfɛŋɐ/
Worttrennung: Hirsch·fän·ger
اسم

خنجر شکار گوزن، چاقوی شکار

Bedeutungen

1

نوعی خنجر یا چاقوی بزرگ که در گذشته توسط شکارچیان، به ویژه برای شکار گوزن، استفاده می‌شد. این سلاح اغلب دارای تیغه‌ای پهن و دسته تزئینی بود.

  • Der Jäger zog seinen Hirschfänger, um das erlegte Tier zu versorgen.شکارچی خنجر شکار گوزن خود را بیرون کشید تا به حیوان شکار شده رسیدگی کند.
  • Der Hirschfänger war nicht nur eine Waffe, sondern auch ein Statussymbol.خنجر شکار گوزن نه تنها یک سلاح، بلکه نماد جایگاه اجتماعی نیز بود.
  • In der Jagdtrophäensammlung befand sich auch ein alter Hirschfänger.در مجموعه غنائم شکار، یک خنجر شکار گوزن قدیمی نیز وجود داشت.