die Histologie
بافتشناسی (شاخهای از پزشکی و زیستشناسی)
Beispiele
- Histologie'' und Pathologie sind verwandte Disziplinen.بافتشناسی و پاتولوژی رشتههای وابستهای هستند.
- Die ''Histologie'' der Leber hat nichts erbracht.بافتشناسی کبد هیچ نکته غیرعادیای نشان نداد.
- Die Proben bitte gleich an die ''Histologie'' schicken, vielleicht haben wir dann nächste Woche schon den Befund und können operieren.لطفاً نمونهها را بلافاصله به بخش بافتشناسی بفرستید، شاید هفته آینده جواب آزمایش آماده شد و توانستیم عمل جراحی را انجام دهیم.