اسم
برج شکار، کمینگاه مرتفع شکارچی
جملات نمونه برای Hochsitz:
Von einem ''Hochsitz'' aus beobachtete der Jäger die Wildschweine.
شکارچی از روی یک برج شکار، گرازها را زیر نظر داشت.
„Als er mich in der Abenddämmerung auf einen ''Hochsitz'' mitnahm, war sie der Meinung, ich gehöre eher ins Bett.“
«هنگامی که او مرا در گرگومیش هوا به یک برج شکار برد، معتقد بود که من بیشتر مناسب تختخواب هستم.»