das Hoffräulein

Aussprache: /ˈhoːffrɔɪ̯laɪ̯n/
Worttrennung: Hoffräu·lein
اسم

کنیز دربار، ندیمه دربار

Bedeutungen

1

عنوان یک زن جوان خدمتکار یا ندیمه در دربار سلطنتی یا اشرافی، به ویژه در قرون گذشته.

  • Das Hoffräulein begleitete die Prinzessin bei ihren täglichen Besorgungen.ندیمه دربار شاهزاده خانم را در کارهای روزانه‌اش همراهی می‌کرد.
  • In alten Romanen wird oft die Rolle eines Hoffräuleins beschrieben.در رمان‌های قدیمی، اغلب نقش یک کنیز دربار توصیف می‌شود.
  • Die Königin ernannte ein neues Hoffräulein für ihre Hofhaltung.ملکه یک ندیمه جدید برای تشکیلات دربار خود منصوب کرد.