der Hofmeister

Aussprache: /ˈhoːfˌmaɪ̯stɐ/
Wortzerlegung: Hof·meis·ter
اسم

معلم سرخانه (در گذشته)، ناظر/مدیر دربار/املاک (در گذشته)

Beispiele

  • Eines Tages sperrt ihn sein derzeitiger ''Hofmeister'' zur Strafe in ein Turmzimmer hoch über dem Schloßgraben.یک روز، ''معلم سرخانه'' فعلی او را به عنوان مجازات در یک اتاق برجی در بالای خندق قلعه زندانی می‌کند.