der Hofplatz

Aussprache: /ˈhoːfˌplat͡s/
Worttrennung: Hof·platz
اسم

حیاط، میدانگاه (جلوی ساختمان یا بین ساختمان‌های یک حیاط)

Bedeutungen

1

فضای باز و معمولاً سنگفرش شده در جلوی یک ساختمان، در داخل یک حیاط یا بین چندین ساختمان در یک مجموعه.

  • Die Kinder spielten auf dem sonnigen Hofplatz vor dem Haus.بچه‌ها در حیاط آفتاب‌گیر جلوی خانه بازی می‌کردند.
  • Der Hofplatz des Bauernhofs wurde für das Erntedankfest geschmückt.میدانگاه مزرعه برای جشن شکرگزاری برداشت محصول تزئین شده بود.
  • Im Sommer finden auf dem Hofplatz oft Konzerte statt.در تابستان اغلب کنسرت‌هایی در میدانگاه برگزار می‌شود.