das Holzbündel
دسته هیزم
Bedeutungen
1
مجموعهای از تکههای چوب که با هم بسته شدهاند، معمولاً برای حمل یا نگهداری آسان، اغلب به عنوان هیزم.
- Er trug ein schweres Holzbündel zum Kamin.او یک دسته هیزم سنگین را به سمت شومینه حمل کرد.
- Das Holzbündel war groß genug für den ganzen Abend.دسته هیزم به اندازهای بزرگ بود که برای کل عصر کافی باشد.
- Im Wald sammelten wir ein Holzbündel für das Lagerfeuer.ما در جنگل یک دسته هیزم برای آتش کمپ جمع کردیم.