die Holzbläserin

Aussprache: /ˈhɔlt͡sblɛːzəʁɪn/
Worttrennung: Holz·blä·se·rin
اسم

نوازنده ساز بادی چوبی (مونث)

Bedeutungen

1

زن نوازنده‌ای که ساز بادی چوبی می‌نوازد.

  • Die Holzbläserin spielte ein wunderschönes Solo auf der Klarinette.نوازنده ساز بادی چوبی (زن) یک سولوی زیبا روی کلارینت نواخت.
  • Sie ist die erste Holzbläserin im Orchester.او اولین نوازنده ساز بادی چوبی (زن) در ارکستر است.
  • Die junge Holzbläserin übt jeden Tag stundenlang.نوازنده ساز بادی چوبی (زن) جوان هر روز ساعت‌ها تمرین می‌کند.