der Holzbock
۱. خرک چوبی، پایه چوبی ۲. کنه چوب، کنه گوزن
Beispiele
- Es genügt, wenn wir eine Bohle über die ''Holzböcke'' legen.کافی است که ما یک تخته را روی خرکهای چوبی بگذاریم.
- Im Fell fand sich ein ''Holzbock''.در خز یک کنه چوب پیدا شد.
- Die waren bei Oma und Opa im Haus gewesen und hatten gesagt, daß sie von einer Behörde kämen und nachsehen müßten, ob ''Holzböcke'' im Dachstuhl seien.آنها در خانه مادربزرگ و پدربزرگ بودند و گفته بودند که از یک اداره آمدهاند و باید بررسی کنند که آیا کنههای چوب در سقف شیروانی وجود دارد یا خیر.