der Holzknüppel
چوبدستی کوتاه و پهن (به عنوان سلاح ضربتی)، چماق چوبی
Beispiele
- Ich weiß noch, dass ich gezittert habe, als ich meiner ersten Forelle den ''Holzknüppel'' auf den Kopf haute.هنوز به یاد دارم که وقتی اولین ماهی قزلآلایم را با چوبدستی به سرش زدم، چقدر میلرزیدم.