der Holzpfahl
پایه چوبی، تیرک چوبی
Bedeutungen
1
یک قطعه چوب بلند و نسبتاً نازک که به صورت عمودی در زمین فرو میرود و برای علامتگذاری، حمایت یا ساخت و ساز استفاده میشود.
- Der Gärtner befestigte die Tomatenpflanzen an einem Holzpfahl.باغبان بوتههای گوجه فرنگی را به یک پایه چوبی بست.
- Im Wasser standen mehrere Holzpfähle als Begrenzung.چندین تیرک چوبی به عنوان مرز در آب قرار داشتند.
- Ein alter Holzpfahl markierte den Eingang zum Wald.یک تیرک چوبی قدیمی ورودی جنگل را مشخص میکرد.