der Holzprügel
چوبدستی کوتاه و پهن (به عنوان سلاح ضربتی)، چماق چوبی
Bedeutungen
1
مشابه Holzknüppel؛ یک تکه چوب کوتاه و محکم که به عنوان سلاح برای تنبیه یا ضربه زدن به کار میرود.
- Der Vater drohte dem Kind mit einem Holzprügel.پدر کودک را با یک چماق چوبی تهدید کرد.
- Er wurde mit einem Holzprügel geschlagen.او با یک چماق چوبی مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
- Der Holzprügel war schwer und unhandlich.چماق چوبی سنگین و بد دست بود.