der Holzprügel

Aussprache: /ˈhɔltsˌpʁyːɡl̩/
Worttrennung: Holz·prü·gel
اسم

چوب‌دستی کوتاه و پهن (به عنوان سلاح ضربتی)، چماق چوبی

Bedeutungen

1

مشابه Holzknüppel؛ یک تکه چوب کوتاه و محکم که به عنوان سلاح برای تنبیه یا ضربه زدن به کار می‌رود.

  • Der Vater drohte dem Kind mit einem Holzprügel.پدر کودک را با یک چماق چوبی تهدید کرد.
  • Er wurde mit einem Holzprügel geschlagen.او با یک چماق چوبی مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
  • Der Holzprügel war schwer und unhandlich.چماق چوبی سنگین و بد دست بود.