اسم
کنده چوب، هیزم (تکه چوب شکسته برای سوزاندن)
جملات نمونه برای Holzscheit:
Die ''Holzscheite'' waren zum Trocknen an der Hauswand aufgestapelt.
کندههای چوب برای خشک شدن کنار دیوار خانه روی هم چیده شده بودند.
Er legte ein weiteres ''Holzscheit'' in den Ofen, damit das Feuer nicht ausgeht.
او یک کنده چوب دیگر در اجاق گذاشت تا آتش خاموش نشود.
„Milli entfachte inzwischen die Glut im Herd aufs Neue und legte einige ''Holzscheiter'' nach.“
در این میان، میلی دوباره آتش اجاق را شعلهور کرد و چند کنده چوب دیگر اضافه کرد.