der Holzstall
هیزمدانی، انبار چوب
Bedeutungen
1
مکانی سرپوشیده برای نگهداری هیزم یا چوبهای بریده شده.
- Im Winter lagerten wir das Brennholz im Holzstall.در زمستان، هیزم را در هیزمدانی انبار کردیم.
- Der alte Holzstall neben dem Haus ist fast verfallen.هیزمدانی قدیمی کنار خانه تقریباً ویران شده است.
- Wir brauchen mehr Platz im Holzstall für das kommende Jahr.ما برای سال آینده به فضای بیشتری در هیزمدانی نیاز داریم.